بعضی وقتا خیلی سخته که پیش بقیه وانمود کنی حالت خوبه
در حالی که دوست داری از ته دل فریاد بکشی !
داغونم . . .
می خواهم اقلا یک نفر باشد که من با او از همه چیز همانطور حرف بزنم که با خودم حرف میزنم . . . !
بعضی از آدم ها مال تو اند ، حتی اگر بذارند بروند ، آخرش برمی گردند . . .
بعضی از آدم ها مال تو نیستند !
حتی اگر هر روز و هر لحظه کنارت باشند ، آخرش می گذارند می روند . . .
دلم مرگ میخواهد !
بی صدا !
بی هیاهو !
بی شلوغی !
بی گریه ها و ضجه های مادرم !
آرام محو شوم از صفحه ی زندگی !
جوری که انگار از اول نبوده ام . . .
بعضی وقتا خیلی سخته که پیش بقیه وانمود کنی حالت خوبه
در حالی که دوست داری از ته دل فریاد بکشی !
داغونم . . .
می خواهم اقلا یک نفر باشد که من با او از همه چیز همانطور حرف بزنم که با خودم حرف میزنم . . . !
بعضی از آدم ها مال تو اند ، حتی اگر بذارند بروند ، آخرش برمی گردند . . .
بعضی از آدم ها مال تو نیستند !
حتی اگر هر روز و هر لحظه کنارت باشند ، آخرش می گذارند می روند . . .
دلم مرگ میخواهد !
بی صدا !
بی هیاهو !
بی شلوغی !
بی گریه ها و ضجه های مادرم !
آرام محو شوم از صفحه ی زندگی !
جوری که انگار از اول نبوده ام . . .
افسانه ها را رها کن
دوری و دوستی کدام است ؟
اگر نباشی دیگری جایت رامیگیرد !
به همین سادگی . . .
میدانم روزى تومرا درٱغوش خواهى گرفت . . .
پشیمان و باچشمانى پر از اشک . . .
خودم را که نه عکسم را . . .
عکسى ک درزیرٱن نوشته شده :
“ چهل روز گذشت ”
من اگرمیخندم به اجبارعکاس است وگرنه . . .
بی تومن کجا و خنده کجا !
خطش را عوض کرد . . .
من ماندم و تمام دوستت دارم هایی ک هچوقت تحویل داده نشد . . .
قـول بده در تـمـام سال هایی کـ باقی مانـده تــا ابد مـراقب خـودت باشی !
دیگـر نـیستـم که یاد آوری کنم . . .
آمده بود تا پناهم شود . . .
اما . . .
از دست نبودن های گاه و بی گاهش ب هر کس و نا کسی پناه میبرم . . .
رویا
پشت چشمهایم به خواب رفت ؛
اندوه شکست ؛
حالا من ماندم و دلی
که صبوری نمی داند . . .
برای خداحافظی زود بود
ما هنوز به سلام نرسیده بودیم
حرف . . . !
بعضی حرفا رو
هر چقدر هم بقیه بگن
تا خودت تجربه نکنی
و به غلط کردن نیفتی بـاور نمی کنی . . . !
اینجا را خوب یادم است . . .
بهار بود . . .
چقدر هوا باب میل بود . . .
پر از اکسیژن . . .
آن اسب را یادت است ؟
سوارش شدم و ذوق ها کردم . . .
وتو آن طرف شاید نگاه میکردی . . .
حالا تو نیستی . . .
من به امید بودن تو آمدم . . .
نمی آیی ؟
هوا خوب است . . .
دلم را به تخت میبندم تا ترکت کند . . .
فریاد میکشد ، میلرزد ، خمارت میشود . . .
رها که شد او میماند و عمری وسوسه ی تلخِ دوباره خواستن تو !
قلبم این روزها سخت درد میکند !
کاش یک لحظه می ایستاد تا ببینم دردش چیست ؟
یادش بخیر همیشه موقع خواب عکس قاب شده ات را گردگیری می کردم
اما از آن روزی که رفتی عجیب دلم غبار گرفته اما تو خودت را اذیت نکن ، می دانم از دست قاب خالی کاری بر نمی آید !
اس ام اس فاز سنگین
روی سنگ قبرش نوشتند : “ اولین باری نَبود که مُرد ”
ارسال نظر(0)