
بیهوده مشت به شیشه های این قطار می کوبی! بیهوده صدایت را،به آن سوی پنجره پرتاب می کنی،ما،بازیگران یک فیلم صامتیم
اس ام اس فاز سنگین
بخند کودک همسایه،من اندوه زیادی را دیدم،که سر پیچ همین خیابان،چشم انتظار بزرگ سالی توهستند…
یک نفر دستش خورد؛ چای ریخت روی تقویم؛ و تمام روزها تلخ شد
₪ ادامــــه مـــطلـب ₪








